معنی اخراس
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گنگ کردن. (تاج المصادر بیهقی). گنگ گردانیدن. گنگ و لال کردن. گنگلاج کردن.[ اَ ] (یونانی، اِ) به یونانی کمثری بری است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). امرود. گلابی وحشی.
کلمات همقافیه با «اخراس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر