معنی اخدود
6 بازدید
[ اُ ] (ع اِ) کنده ای بدرازا. شکاف زمین. (مهذب الاسماء). گودال زمین. شکافی بدرازا در زمین و کوه. || نشانهٔ تازیانه. ج، اخادید. || (ص) ضربتِ اُخدود؛ آنکه در پوست شکاف آورد.[ اُ ] (اِخ) (اصحاب...) مردمی که مؤمنین به پیغامبری را در اخدودی پرآتش کرده سوخته اند. مؤلف قاموس الاعلام آرد: قومی هستند بنجران یمن، کعب ذونواس یکی از ملوک یمن آنان را به دین یهود دعوت کرد و ایشان از قبول آن دین تن زدند و در زبان عرب کلمهٔ اخدود بر حفره هائی اطلاق میشود که در آنجا آتش افروخته و کسانی را میسوخته اند و نام اصحاب اخدود در سورةالبروج قرآن آمده است و رجوع به ذونواس شود -انتهی. و مؤلف مجمل التواریخ والقصص گوید: از گاه ذونواس صاحب الاخدود ششصد و شصت و چهار سال [ است ].
کلمات همقافیه با «اخدود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر