معنی اخدم
7 بازدید
[ اَ دَ ] (ع ص) هر اسب که سپیدی ساقش کوتاه گشته گرداگرد خرده گاه وی شده باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). اسبی که پای وی بجای خلخال سپید بود.[ اَ دَ ] (اِخ) نام قریه ای است تابع قضاء حیفاء در لواء عکا، و از آنجا تا حیفا دو ساعت و نیم راه است و در اوائل قرن ۱۹م. در حدود صد خانوار در آنجا سکنی داشته اند. رجوع به منجم العمران فی المستدرک علی معجم البلدان ج ۱ ص ۱۶۳ شود.
کلمات همقافیه با «اخدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر