معنی اخجال
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شرمنده کردن. خجل کردن. || بسیارگیاه و پیچیده گیاه شدن. (منتهی الارب). بسیارنبات شدن. (تاج المصادر بیهقی). || اِخجال حمض؛ دراز و درهم پیچیده گردیدن آن.
کلمات همقافیه با «اخجال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر