معنی اخثار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سطبر و جغرات گردانیدن شیر را. کلچانیدن. || اخثار زَبد؛ مسکه را فسرانیدن، یعنی ناگداخته گذاشتن. بناگداختن مسکه. (تاج المصادر بیهقی). - امثال: مایدری ا یخثر ام یذیب؛ دربارهٔ کسی گویند که بیرون شد کار نداند و متردد باشد.
کلمات همقافیه با «اخثار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر