معنی اختواء
8 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) قطعه ای از بلد جدا کردن. || نیزه زدن اسب را در خواء، یعنی میان پاها و دستهای وی. || رفتن عقل کسی. || گرفتن همهٔ آنچه نزد کسی است. || دزدیدن دد بچه گاو را و خوردن.
کلمات همقافیه با «اختواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر