معنی اخته کردن
7 بازدید
[ اَ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) تخم کشیدن. خصی کردن اسب و خروس و قوچ و جز آن را تا گشنی کردن نتواند. بیرون کردن بیضهٔ خروس و قوچ و امثال آن تا فربهی گیرد. - امثال: ملانصرالدین است صد دینار می گیرد سگ اخته می کند، یک عباسی می دهد حمام می رود؛ مزد او کم از خرج آن عمل است. و رجوع به یک روز حلاجی میکند... در امثال و حکم شود. || اخته کردن میوه؛ دیری در برف یا یخ نهادن آن تا سخت سرد شود. || دیری در برف یا یخ نهادن گوشت خام تا ترد و نازک شود پختن یا بریان کردن را.
کلمات همقافیه با «اخته کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر