معنی اختمام
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) روفتن خانه را. (منتهی الارب). || پاک کردن چاه را. (زوزنی). || بُریدن. (منتهی الارب). || سخت گرم شدن و زبانه کشیدن آتش. || برجوشیدن دل از خشم. || سخت سرخ شدن خون.
کلمات همقافیه با «اختمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر