معنی اختفاء
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) نهان گردیدن. پوشیده گردیدن. پنهان شدن. استتار. تواری: عبدالملک از غصهٔ آن حیلت و محنت این علت بی سامان شد و جز گریختن و دست در دامن اختفا آویختن چاره ندانست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || اختفاء چیزی؛ بیرون آوردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). آشکار کردن. || پنهان کشتن کسی را که کسی نداند: اختفی دمه.
کلمات همقافیه با «اختفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر