معنی اختصام
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) با یکدیگر خصومت کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). تخاصم. دشمنی کردن. || پیکار کردن. جدل کردن با کسی. || شمشیر نیام را خوردن از تیزی. (تاج المصادر بیهقی). اختضام.
کلمات همقافیه با «اختصام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر