معنی اختزال
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) تنها و منفرد بودن. || انداختن. || بریدن. اقتطاع. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پاره ای از چیزی بریدن. پاره کردن. || بریده شدن. انقطاع. || انفراد. انفراد برأی. || حذف. || از میان بردن : هرآنچه در ایام هرج و مرج از دخل و خرج اندوخته بودند و باختزال و استنکال فراهم آورده از ایشان بستد بلطف و عنف. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || خیانت کردن : نسبت اختزالی بدو کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون گوید: اختزال، در لغت بریدن را گویند. و نزد اهل معانی نوعی از حذف باشد، چنانکه شرح آن در ضمن معنی کلمهٔ حذف در سابق بیان شد.
کلمات همقافیه با «اختزال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر