معنی اختراق
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) گذشتن. رفتن. || گذشتن باد. || سخت وزیدن باد. بزودی بزیدن باد. (تاج المصادر بیهقی). بزودی جستن باد. (زوزنی). || اختراق کذب؛ بربافتن دروغ را. دروغ گفتن. (تاج المصادر بیهقی). || دریده شدن و خرقه دوختن.
کلمات همقافیه با «اختراق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر