معنی واژه اختاجی
3 بازدید
[ اَ ] (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) اَختاچی. آخته چی. اَخته چی. میرآخور. طویله دار. مهتر. ستوربان : و دختر دیگر داشت بیان آغانام، او را به امیر سوتای [ موسوتای ] اختاجی دادند. (جامع التواریخ رشیدی). پیل سطوت خسروی کاختاچیان قدرتش زین چو شاه اختران بر پشت شیر نر نهند. ابن یمین. اختاچیان را فرمود که اسبان خاصه را بنظر آورند. (دستورالوزراء ص ۱۹۸).[ اَ ] (اِخ) امیر ابوبکر پهلوان لشکر شیخ ابواسحاق. و او در ۷۴۸ هـ . ق. در جنگ با امیر مبارزالدین کشته شد.