معنی اخبال
9 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بعاریت دادن شتر ماده تا شیر آن بخورد. || بعاریت دادن اسب تا جهاد کند بر آن. || اشتر فرا کسی دادن تا پشم و شیر برگیرد و اسب تا غزو کند. (تاج المصادر بیهقی). || بحسب طلب کسی عاریت دادن. (منتهی الارب). || دوبخش کردن شتران که نصف آن امسال بچه آرند و نیمی بسال دیگر، چنانچه زمین را دو قسمت کنند برای زراعت که نصف یک سال مزروع گردد و نصف بسال دیگر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اخبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر