معنی اخباری

معنی واژه اخباری

3 بازدید
[ اَ ری ی ] (ع ص نسبی) منسوب به اخبار. کسی که حکایات و قصص و نوادر را روایت کند. (انساب سمعانی). محدث. اثری. || در مقابل اصولی و مجتهد. در اصطلاح فقهای شیعه کسی است که فقط بظاهر احادیث تمسک کند و به ادلهٔ عقلیه نکند. || در زمان و زبان ابن الندیم یعنی عالم بتاریخ و تراجم. مورخ. ج، اخباریون، اخباریین.
[ اَ ری ی ] (اِخ) ابوبکر احمدبن حجربن الحسن بن مؤمل الأخباری. وی از قاسم بن محمد الانباری حدیث شنید و از او ابوالفتح بن مسرور البلخی روایت کند. (انساب سمعانی).
[ اَ ری ی ] (اِخ) ابوبکر یموت بن المزرع بن یموت البصری الاخباری. ابوسعیدبن یونس در تاریخ الغرباء ذکر او آورده و گوید: او بصری است و چندبار بمصر شد و بار آخر بسال ۳۰۳ هـ . ق. بود و در سنهٔ ۳۰۴ از آنجا بیرون شد و هم بدانسال درگذشت. او ملیح الأخبار و نیکوآداب بود. (انساب سمعانی).
[ اَ ری ی ] (اِخ) ابوالحسن علی بن احمدبن اسد التمیمی الأخباری. وی از اهل شهرزور است و به نیشابور نزول کرد و از ادبا و حفاظ شعر متقدمین و متأخرین و از علماء ایام ناس و انساب عرب بود و در آغاز به نیشابور اقامت داشت و مولد او شهرزور است و در عراق از قاضی ابوعبداللََّه حسین بن اسماعیل شیبانی و ابوعبداللََّه محمدبن مخلد الدوری و اقران ایشان حدیث شنیده است. (انساب سمعانی).
[ اَ ری ی ] (اِخ) ابوالحسن محمدبن احمدبن طالب الأخباری. وی ساکن شام بود و در طرابلس از ابوالقاسم عبداللََّه بن محمد البغوی و ابوبکر عبداللََّه بن ابی داود حرمی بن ابی العلاء و ابوبکر محمدبن الحسن بن درید و ابراهیم بن محمدبن عرفه و ابوعلی الحسین بن القاسم الکوکبی و محمدبن القاسم بن الانباری حدیث شنیده و عبداللََّه بن القاسم الاطرابلسی از او روایت کند. وی پس از سال ۳۷۰ هـ . ق. درگذشته است. (انساب سمعانی).
[ اَ ری ی ] (اِخ) ابوالحسین احمدبن محمدبن العباس بن عبداللََّه بن حفص بن عمربن بیان الأخباری. وی از اهل بغداد است و از عبدالملک بن احمدبن الزیات و ابوبکر محمدبن الحسین بن درید الأزدی و ابوبکر محمدبن القسم بن الأنباری و نصربن احمد الخبزرزی و محمدبن یحیی الصولی حدیث شنیده و قاضی ابوالقسم علی بن المحسن التنوخی از او روایت کند. وی در سال ۳۷۵ هـ . ق. حدیث میگفته و وفات او پس از این تاریخ است. (انساب سمعانی).
[ اَ ری ی ] (اِخ) ابوعبدالرحمان الهیثم بن عدی بن عبدالرحمان الطامی الکوفی الأخباری. ابوسعیدبن یونس ذکر او در تاریخ الغرباء آورده و گوید: او بمصر شد و آنجا از حیوةبن شریح و یونس بن برید الابلی و جز آن دو حدیث شنود و از آنجا بیرون شد و بسال ۲۶۰ هـ . ق. درگذشت. (انساب سمعانی).
[ اَ ری ی ] (اِخ) ابومحمد عبداللََّه بن ابی سعید و او عبداللََّه بن عمروبن عبدالرحمان بن بشربن هلال الانصاری الوراق البلی [ کذا ] الأخباری بلخی الاصل و بغدادی المسکن است. او ثقهٔ اخباری و صاحب ادب و ملح و طرف بود و از حسین بن محمد المروزی و معاویةبن عمرو و عفان بن مسلم و سلیمان بن حرب و شریح بن نعمان و هوذةبن خلیفه و علی بن الجعد و غیر ایشان سماع دارد و عبداللََّه بن محمدبن ابی الدنیا و عبداللََّه بن محمد البغوی و محمدبن خلف بن المرزبان و عبیداللََّه بن عبدالرحمان السکری و حسین بن القاسم الکوکبی و قاضی ابوعبداللََّه المحاملی و جماعت دیگر از او روایت دارند. ولادت او بسال ۱۹۷ هـ . ق. و وفات وی در سامرا به جمادی الآخرهٔ سال ۲۷۴ هـ . ق. بود. (انساب سمعانی).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید