معنی اخباء
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) خِباء ساختن. خِباء کردن. (تاج المصادر بیهقی). خرگاه ساختن. خرگاه افراختن. خیمه زدن. || در خِباء درآمدن. || کشتن آتش را. میرانیدن آتش را. (منتهی الارب). فرونشاندن آتش. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اخباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر