معنی اخافة
7 بازدید
[ اِ فَ ] (ع مص) ترسانیدن. (تاج المصادر بیهقی). تخویف. ترعیب. || گردانیدن کسی را بحالی که بترسند از وی مردم. || به خیف مِنا شدن. (تاج المصادر). بمسجد خیف مِنی رفتن: اخافَ؛ آمد به خیف مِنی و فروکش شد در آن و کذلک اَخْیَفَ، علی التصحیح. (منتهی الارب). || اخاف السیل القوم؛ فروکش گردانید توجبه قوم را بخیف. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اخافة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر