معنی اخارج
6 بازدید
[ اَ رِ ] (ع اِ) جِ خراج. || (اِخ) کوهی است بنی کلاب بن ربیعةبن عامربن صعصعة را. موهوب بن رشید القریظی در مرثیهٔ مردی گوید: مقیم مااقام ذری سواج و مابقی الاخارج و البتیل.(معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اخارج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر