معنی احکی
10 بازدید
[ اَ کا ] (ع ن تف) مُقلّدتر. - امثال: احکی من قرد؛ مثل میمون که همه چیز را تقلید کند. (مجمع الأمثال میدانی).
کلمات همقافیه با «احکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر