معنی احویلال
7 بازدید
[ اِ وی ] (ع مص) احویلال ارض؛ سبز شدن زمین و برابر شدن نبات آن. || احویلال عین؛ چپ شدن چشم. کاج، لوچ، حولاء شدن چشم.
کلمات همقافیه با «احویلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر