معنی احمیماء
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سیاه شدن، چنانکه شب و اَبر. || سیاه شدن حدقه. (زوزنی). || اَحم گردیدن.
کلمات همقافیه با «احمیماء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر