معنی واژه احمدی
5 بازدید
[ اَ مَ ] (اِخ) نام محلی کنار راه کازرون و بوشهر میان عیسی وند و چغادک در ۱۱۴۱۴۰۰ گزی طهران.[ اَ مَ ] (اِخ) یکی از قدمای شعرای عثمانی است از مردم کرمیان یا سیواس بزمان یلدرم بایزیدخان. او را منظومه ای است بنام اسکندرنامه که بنام پسر بایزید شاهزاده سلیمان کرده است و او مدح تیمور لنگ نیز گفته و صلات یافته است. (قاموس الاعلام).[ اَ مَ دی ی ] (اِخ) موضعی است بظاهر مدینهٔ سنجار. (مراصدالاطلاع).[ اَ مَ دی ی ] (اِخ) قصری بود بسامرّا که احمد معتمد علی اللََّه آنرا بنا کرد. (مراصدالاطلاع) (ضمیمهٔ معجم البلدان).[ اَ مَ ] (اِخ) قریه ای است بنوزده فرسنگی میانهٔ شمال و مغرب ده بارز. (فارسنامه).[ اَ مَ ] (اِخ) موضعی در شمال بندرعباس.[ اَ مَ ] (اِخ) موضعی در جنوب رودان احمدی. (فارسنامه).[ اَ مَ ] (اِخ) قریه ای است از مضافات بوشهر، بشش فرسنگی کاروانی مشرق بوشهر. (فارسنامه).[ اَ مَ ] (اِخ) سمعانی گوید: مشهور بدین نسبت ابوعیسی العباس بن احمدبن مطروح بن سراح بن محمدبن عبداللََّه الازدی النحوی الحصیب الاحمدی است. وی اهل مصر و ثقه و ثبت بود و از او استماع حدیث کردند و در جمادی الاولی سنهٔ ۳۵۳ هـ . ق. وفات یافت.[ اَ مَ ] (اِخ) شافعی مکنی به ابوالبقاء. او راست: المعتقد الایمانی علی عقیدة الامام الشیبانی.[ اَ مَ ] (اِخ) کرمیانی. متوفی به سال ۸۱۵ هـ . ق. او راست: منظومه ای به ترکی موسوم به جمشید و خورشید و بعضی این منظومه را به حبی خاتون نسبت کنند. کتاب اسکندرنامه به ترکی. منظومهٔ سلیمان نامه به ترکی و جنگ نامه و منظومهٔ وقعهٔ سلطان سلیم و برادر او بایزید و نیز شرحی بر قصیدهٔ الصرصری که هر بیت مشتمل تمام حروف هجاست. منظومه ای در لغت فارسی بنام مرقات الادب و دیوان شعر خود او و جز اینها. صاحب کشف الظنون نسبت او را گاهی کرمانی و گاه کرمیانی آورده است. (از کشف الظنون).