معنی واژه احمدبک
4 بازدید
[ اَ مَ بَ ] (اِخ) رجوع به احمدبن عبدالحق... شود.[ اَ مَ بَ ] (اِخ) رجوع به احمدبیک و دوقه کین زاده شود.[ اَ مَ بَ ] (اِخ) صاحب مراغه. وی مردی شجاع و سخی بود لشکریان او پنجهزار بودند. باطنیه با وی غدر کردند و او در سال ۵۰۸ هـ . ق. درگذشت.[ اَ مَ بَ ] (اِخ) از شعرای دورهٔ سلطان سلیمان عثمانی است. پدر او نشانچی محمدبیک در معیت پادشاه در محاصرهٔ سکتوار بشهادت رسید و یکی از ارباب فضل و علم بود. (قاموس الاعلام).[ اَ مَ بَ ] (اِخ) از شعرای دورهٔ سلطان سلیمان عثمانی است. پدر او نشانچی محمدبیک در معیت پادشاه در محاصرهٔ سکتوار بشهادت رسید و یکی از ارباب فضل و علم بود. (قاموس الاعلام).[ اَ مَ بَ ] (اِخ) النائب الانصاری الطرابلسی. أحد أعضاء مجلس شهر امانة الجلیلة بدارالسعادة. او راست: المنهل العذب فی تاریخ طرابلس الغرب. و تنها جزء اوّل آن در آستانه ۱۲۸۶ هـ . ق. و در الجزایر بسال ۱۳۱۷ هـ . ق. طبع شده است. (معجم المطبوعات).