معنی واژه احمال
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) یاری دادن کسی را به برداشتن. (منتهی الارب). یاری دادن در بار برنهادن. (تاج المصادر). || احمال مرأة یا ناقه؛ فرود آمدن شیر زن یا شتر ماده بی حمل و بارداری و آبستنی.[ اِ ] (ع مص) یاری دادن کسی را به برداشتن. (منتهی الارب). یاری دادن در بار برنهادن. (تاج المصادر). || احمال مرأة یا ناقه؛ فرود آمدن شیر زن یا شتر ماده بی حمل و بارداری و آبستنی.[ اَ ] (اِخ) بطنهاست از تمیم. (منتهی الارب).