معنی واژه احضاب
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ حِضب. بانگها که از کمان برآید. آوازهای کمان. ترنگست ها. || آوازهای خوش.[ اِ ] (ع مص) رسن واژون شده را راست کردن بر چرخ آبکشی تا روان گردد. || احضاب نار؛ افروختن آتش یا هیزم افکندن در آن تا زبانه زند. (منتهی الارب).