معنی احسار
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اِحسار بعیر؛ مانده کردن شتر را براندن. (منتهی الارب). رنجانیدن اشتر. (تاج المصادر).
کلمات همقافیه با «احسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر