معنی احزیزاء
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گرد آمدن. مجتمع گردیدن. || احزیزاء طائر؛ ترنجانیدن بازوها را و جدا شدن از بیضه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «احزیزاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر