معنی احزان

معنی واژه احزان

4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ حُزن. غمان. هموم. اندهان. اندوهها: بحدیثی که شبی کرد همی پیش ملک عالمی را برهانید ز بند احزان.فرخی. بر جهان چند گونه نیرنگ است بر ملک چند نوع احزانست.مسعودسعد. یعقوب دلم ندیم احزان یوسف صفتم مقیم زندان.خاقانی. الوداع ای کعبه کاینک هفته ای در خدمتت عیش خوابی بوده و تعبیرش اخزان آمده. خاقانی. در اکباد موالیان نقوب احزان و اشجان همی برگشاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). انواع ضعف و احزان در ضمایر و سرائر ایشان متمکن گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
[ اَ ] (ع اِ) جِ حُزن. غمان. هموم. اندهان. اندوهها: بحدیثی که شبی کرد همی پیش ملک عالمی را برهانید ز بند احزان.فرخی. بر جهان چند گونه نیرنگ است بر ملک چند نوع احزانست.مسعودسعد. یعقوب دلم ندیم احزان یوسف صفتم مقیم زندان.خاقانی. الوداع ای کعبه کاینک هفته ای در خدمتت عیش خوابی بوده و تعبیرش اخزان آمده. خاقانی. در اکباد موالیان نقوب احزان و اشجان همی برگشاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). انواع ضعف و احزان در ضمایر و سرائر ایشان متمکن گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید