معنی احزاب
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ حِزب. گروهها. فوجها: در مدت مقام او بجرجان از احزاب و اصحاب او ظلم بسیار رفته بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). و نکایتی قوی به اصحاب و احزاب او رسانیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). - احزاب الرجل؛ لشکر مرد و یاران او که با او متفق باشند. || (اِخ) گروههای کفار که متفق شده بجنگ رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله آمده بودند. || قوم ثمود و غیر آنان که خدای تعالی ایشان را هلاک کرد.[ اَ ] (اِخ) ابن اسید المقری. نام ابورهم سباعی است. رجوع به ابورهم احزاب بن اسید... شود.[ اَ ] (اِخ) ابن اسید الظهری. ابورهم. تابعی است. رجوع به ابورهم احزاب... شود.[ اَ ] (اِخ) ابن اسید السمعی. ابورهم. تابعی است. رجوع به ابورهم احزاب... شود.[ اَ ] (اِخ) (سورهٔ...) سورهٔ سی وسوم از قرآن، و آن مدنیه است و دارای هفتادوسه آیت است، پس از سورهٔ سجده و پیش از سورهٔ سَبَأ.[ اَ ] (اِخ) (مسجد...) از مساجد معروف مدینه که در زمان رسول صلی اللََّه علیه و آله ساخته شده. (معجم البلدان). و رجوع به حبط ج ۱ ص ۱۳۹ شود.
کلمات همقافیه با «احزاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر