معنی احری
7 بازدید
[ اَ را ] (ع ن تف) سزاوارتر. الیق. اجدر. ارآی. شایسته تر. درخورتر. بسزاتر. اولی. احق. اصلح. اقمن: تا بر وجه اولی و احری ادا کرده آید. (چهارمقاله).
کلمات همقافیه با «احری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر