معنی احرض
5 بازدید
[ اَ رَ ] (ع ص) تنگ چشم. || آنکه کرانهٔ پلکهای چشم وی ریخته باشد. (منتهی الارب). || (ن تف) نعت تفضیلی از حرض.[ اَ رُ ] (اِخ) کوهی است ببلاد هذیل و از این رو آن را احرُض خوانند که هرکه از آب آنجا خورد معدهٔ وی فاسد گردد.
کلمات همقافیه با «احرض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر