معنی احرس
7 بازدید
[ اَ رُ ] (ع اِ) جِ حَرس. روزگاران. دهور.[ اَ رَ ] (ع ص) قدیم. کهنه. (منتهی الارب). || آنکه از هیچکس نترسد. || (ن تف) نعت تفضیلی از حراست. - امثال: احرس من الأجل . احرس من کلبٍ . (مجمع الأمثال میدانی).
کلمات همقافیه با «احرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر