معنی احرامی
8 بازدید
[ اِ ] (ص نسبی، اِ) در تداول فارسی، قسمی سجّاده از پنبه با نقشهای کبود بر زمینهٔ سپید. گستردنی خرد و غالباً با زمینهٔ سپید و گلهای آبی که چون سجّاده بر آن نماز گزارند. جانماز. مُصَلّی ََ. || چادر نادوخته که حاجیان پوشند: محرم کوی تو تا هر روز گردد آفتاب از دو صبحش آسمان سامان احرامی کند. تأثیر.
کلمات همقافیه با «احرامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر