معنی احراب
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) احراب نخل؛ شکوفه آوردن خرمابن. || احراب کسی؛ دلالت کردن او را بر تاراج مال دشمن. دلالت کردن بر غنیمت. (زوزنی) (تاج المصادر). || احراب حرب؛ برانگیختن جنگ را.
کلمات همقافیه با «احراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر