معنی احدیداب
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) کوزپشت گردیدن. (منتهی الارب). کوژی. دوتائی. (زوزنی). || خمیدن. کج شدن. خمیدگی. کجی. || احدیداب رَمل؛ خم گرفتن ریگ توده. (منتهی الارب). اِحدِباب.
کلمات همقافیه با «احدیداب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر