معنی احدر
6 بازدید
[ اَ دَ ] (ع ص) کسی که یک را دو بیند. احول. لوچ. کاج. دوبین. || آنکه رانش پرگوشت و اعلای بدن وی باریک باشد. (و این صفت نیک اسب است) . || پرگوشت: احدر من ضب. مؤنث: حَدْراء. ج، حُدر.
کلمات همقافیه با «احدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر