معنی احتواش
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) احتواش صید؛ رمانیدن صید را بسوی یکدیگر. (منتهی الارب). درهم رمانیدن صید. || احتواش قوم بر؛ در میان گرفتن قوم کسی را. (منتهی الارب). گرد فروگرفتن جماعت کسی یا چیزی را. گرد برآمدن. کسی در میان گرفتن. (تاج المصادر).
کلمات همقافیه با «احتواش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر