معنی احتفاظ
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) اِحتراس. نگه داشتن. (زوزنی) (مجمل اللغة). نگاه داشتن. (تاج المصادر). || خویشتن داری کردن. (مؤید الفضلاء) (صراح). || بخشم شدن. (منتهی الارب). خشم گرفتن. (تاج المصادر). || احتفاظ خود را؛ اختصاص دادن چیزی خویشتن را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «احتفاظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر