معنی احتضان
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) در بر گرفتن. (منتهی الارب). در بغل گرفتن. در کنار گرفتن. (غیاث). || پروردن. دایگی کردن. (منتهی الارب). || بازداشتن. (منتهی الارب). || بازداشتن کسی را از حاجت وی. واداشتن از حاجت. || در زیر خود گرفتن مرغ، خایه را. خوابیدن مرغ برای جوجه برآوردن.
کلمات همقافیه با «احتضان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر