معنی احتراث
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) کشت کردن. (حبیش تفلیسی) (تاج المصادر). حَرْث. کشاورزی کردن. کشاورزی. || کسب کردن. (تاج المصادر). ورزیدن.
کلمات همقافیه با «احتراث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اث» برای سرودن شعر