معنی احتداد
8 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) احتداد بر؛ خشم گرفتن بر. || اِحتداد از غضب؛ تیز شدن از خشم. (تاج المصادر). تیز شدن خشم. (لغت نامهٔ مقامات حریری). || تیز شدن. (زوزنی): احتداد سکین؛ تیز شدن کارد. || احتداد مرض؛ شدّت آن (اصطلاح طب) .
کلمات همقافیه با «احتداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر