معنی احتجاب
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) در پرده شدن. در حجاب شدن. (زوزنی). در پرده رفتن: ز آفتاب ار کرد خفاش احتجاب نیست محجوب از خیال آفتاب.مولوی. ور ببندی چشم خود را ز احتجاب کار خود را کی گذارد آفتاب.مولوی. چون درآمد آن ضریر از در شتاب عایشه بگریخت بهر احتجاب.مولوی. || در پرده شدن زن بروز دوم از سال نهم خویش.
کلمات همقافیه با «احتجاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر