معنی احتار
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) محکم کردن. || استوار بستن گره. (منتهی الارب). گره محکم کردن. (تاج المصادر). || طعام خورانیدن. || اندک دادن یا دادن مطلق. (منتهی الارب).[ اَ ] (ع اِ) جِ حُترة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «احتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر