معنی احاکة
6 بازدید
[ اِ کَ ] (ع مص) احاکهٔ سیف در...؛ کار کردن شمشیر و جز آن در... کارگر آمدن در.... اثر کردن. (تاج المصادر) (مؤید الفضلاء): مااحاکه السیف؛ کار نکرد در آن شمشیر. (منتهی الارب). || اَحاکَتْهُ الشَفْرَةُ؛ برید آن را نشکرده.
کلمات همقافیه با «احاکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر