معنی احامرة
7 بازدید
[ اَ مِ رَ ] (ع اِ) گوشت و می و خلوق که بوی خوش باشد. (منتهی الارب).[ اَ مِ رَ ] (اِخ) قومی از عجم که به بصره فرودآمدند. قومی از عجم که به کوفه ساکن شدند.[ اَ مِ رَ ] (اِخ) آبی است ازآن بنی نصربن معاویة. || گفته اند شهرکی است بنی شاش را. (معجم البلدان). || در بصره مسجدی است که عامه آن را مسجدالاحامرة گویند و آن غلط است و صحیح مسجدالحامرة است. (معجم البلدان).[ اُ مِ رَ ] (ع اِ) مغاک در سنگ که آب در آن گرد آید. (منتهی الارب).[ اُ مِ رَ ] (اِخ) رَدهه ای است در حمی ضریه و معروف است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «احامرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر