معنی احاره
6 بازدید
[ اِ رَ ] (ع مص) اِحارة. صاحب بچه گردیدن: احارت الناقة. (منتهی الارب). || جواب بازدادن. (زوزنی): مااحار جواباً؛ جواب بازنداد. (منتهی الارب). || افزونی کردن آسیا. (تاج المصادر). || طحنت فمااحارت شیئاً؛ بیرون نداد چیزی از آرد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «احاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر