معنی اجیل
7 بازدید
[ اَ ] (ع ص، اِ) آنکه پس ماند. آنکه درنگ کند. پس ماننده. درنگ کننده. (منتهی الارب). مقابل عجول. || آب فراهم شده در کولاب. (منتهی الارب). || گل و لای که جمع کرده میشود گرداگرد درخت خرما. (منتهی الارب). ج، اُجل.[ اُ جَ ] (اِخ) پدر عمر و عثمان و این هر دو برادر محدّث بوده اند. (منتهی الارب).[ اُ جَ ] (اِخ) پدر ناعم تابعی مولای امّ سلمه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اجیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر