معنی اجهاش
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گریستن را بساختن. (زوزنی). گریستن را ساختن. (تاج المصادر). آمادهٔ گریستن شدن. (منتهی الارب). برای گریستن ساخته شدن. لب برچیدن. || زاری کردن بکسی.
کلمات همقافیه با «اجهاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر