معنی اجهاد
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) رنجانیدن. (زوزنی). برنجانیدن. (تاج المصادر). || بار کردن فوق طاقت: اجهد الدابة. || آرزومند طعام شدن: اَجْهَدَ الطعام. اُجْهِدَ الطعام (مجهولاً)؛ ای اشتهی. || شتاب کردن پیری و مانند آن: اجهد الشیب. || بسیار گردیدن. || آشکار و هویدا شدن: اجهد الحق. || احتیاط کردن: اجهد فی الأمر. || خلط و مشتبه شدن: اجهد الشی ء. || نیست کردن. پراکنده ساختن: اجهد ماله. || کوشش کردن. || کوشش کردن در دشمنی: اجهد العدو. || قریب آمدن و نمایان گردیدن: اجهد لی القوم. || دست دادن کار: اجهد لک الأمر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اجهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر