معنی اجناب
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) دور داشتن. (منتهی الارب). دور کردن. (تاج المصادر). || جُنُب گردیدن. (زوزنی) (منتهی الارب) (تاج المصادر). ناپاک شدن آدمی از آرمش یا احتلام. || در باد جنوب درآمدن. (منتهی الارب). بجانب جنوب رفتن. از جانب جنوب رفتن. (زوزنی).[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ جُنُب.
کلمات همقافیه با «اجناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر